مردي را نشان ميدهد که در پارک نشسته است و زباله خوردنيهاي خود را بر روي زمين ميريزد. در نيمکت مقابلِ او، کودکي حضور دارد که ناگهان بلند ميشود و آشغالهاي ريختهشده را جمع ميکند. دل کودک، براي پدرِ رفتگرش ميسوزد و در عمل، مرد را نهي از منکر ميکند.